<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>سوخت و ساز و فعالیت ورزشی</title>
    <link>https://jme.guilan.ac.ir/</link>
    <description>سوخت و ساز و فعالیت ورزشی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 23 Sep 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 23 Sep 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تأثیر هشت جلسه کوهنوردی به همراه مکمل چای سبز بر رزیستین و ریسک فاکتورهای قلبی_عروقی در مردان دارای اضافه وزن</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_8711.html</link>
      <description>مقدمه: اضافه وزن و چاقی موجب افزایش رزیستین و فاکتورهای قلبی_عروقی می شود. لذا هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر هشت جلسه کوهنوردی به همراه مکمل چای سبز بر رزیستین و ریسک فاکتورهای قلبی-عروقی در مردان دارای اضافه وزن بود. روش‌کار: در این پژوهش نیمه تجربی، 40 مرد با اضافه وزن از شهر تبریز با دامنه سنی 30 تا 40 سال حضور داشتند که در 4 گروه 10 نفره (کنترل، مکمل، تمرین و نیز مکمل و تمرین) به صورت تصادفی تقسیم شدند. مکمل چای سبز مدت هشت هفته و روزانه در سه وعده و در هر وعده 5/2 گرم مصرف شد. تمرین کوهنوردی نیز به مدت هشت هفته (هر هفته یک جلسه) از ارتفاع پایین و شدت کم شروع گردید و به صورت تدریجی ارتفاع و شدت افزایش یافت. نمونه های خون گیری نیز در دو مرحله، 48 ساعت پیش از شروع و 48 ساعت پس از پایان هشت هفته، بعد از 8 تا10 ساعت ناشتایی انجام شد. از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره برای بررسی فرضیه‌ها استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که هشت جلسه کوهنوردی به همراه مکمل چای سبز بر کاهش رزیستین و ریسک فاکتورهای قلبی-عروقی (hs-CRP، TG) مردان دارای اضافه وزن تاثیر معنی‌داری دارد (05/0P&amp;amp;lt;)، اما بر ریسک فاکتورهای قلبی-عروقی (LDL-C، HDL-C) تاثیر معنی‌داری نداشت (05/0 P&amp;amp;gt;).نتیجه‌گیری: به نظر می رسد کوهنوردی به همراه مکمل چای سبز می تواند بر کاهش رزیستین و ریسک فاکتورهای قلبی-عروقی در مردان دارای اضافه وزن مفید واقع شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات تمرین تناوبی با شدت زیاد (HIIT) و روزه داری یک روز در میان (ADF) بر شاخص های التهابی و استرس اکسایشی بافت چربی احشایی موش های تحت تغذیه با رژیم غذایی پرچرب و پر فروکتوز</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_8904.html</link>
      <description>مقدمه: چاقی منجر به افزایش استرس اکسایشی و التهاب مزمن می‌شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرین تناوبی با شدت زیاد (HIIT) و روزه‌داری یک روز در میان (ADF) بر شاخص‌های التهابی و استرس اکسایشی بافت چربی احشایی موش‌های تحت تغذیه با رژیم غذایی پرچرب و پرفروکتوز (HFF) بود. روش کار: 40 موش اسپراگ‌داولی هشت هفته‌ای، به‌طور تصادفی به پنج گروه شامل کنترل (CON)، HFF، HFF+HIIT، HFF+ADF و HFF+HIIT+ADF تقسیم شدند. تمرین HIIT به مدت 12 هفته و پنج جلسه در هفته شامل هفت تناوب چهار دقیقه‌ای‌ با شدت 90ـ85 درصد حداکثر سرعت (Vmax) با تناوب‌های استراحت فعال دو دقیقه‌ای با شدت 50 درصد Vmax اجرا شد. گروه‌های ADF به صورت یک روز در میان دسترسی به غذا نداشتند. بیان پروتئین نکروز تومور آلفا (TNF-&amp;amp;alpha;)، اینترلوکین 10 (IL-10) و مقادیر مالون‌دی‌آلدهید (MDA) ارزیابی شد. از روش‌های آماری t مستقل و تحلیل واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی جهت تعیین اختلاف‌ بین گروه‌ها در سطح معنی‌داری 05/0p&amp;amp;lt; استفاده شد. یافته‌ها: HFF در مقایسه با CON منجر به افزایش معنی‌دار وزن شد. مقادیر MDA، IL-10 و TNF-&amp;amp;alpha; در گروه HFF افزایش معنی‌داری یافت (05/0p&amp;amp;lt;). در گروه HIIT، ADF و HIIT+ADF وزن و مقادیر MDA در مقایسه با گروه HFF کاهش معنی‌داری یافت (05/0p&amp;amp;lt;). نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر نشان داد که غذای پرچرب و پرفروکتوز علاوه بر افزایش وزن با افزایش استرس اکسایشی و التهابی همراه است. تمرین تناوبی با شدت زیاد، روزه‌داری یک روز در میان و ترکیب این دو علاوه بر کاهش وزن منجر به کاهش استرس اکسایشی و تعدیل التهاب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تمرینات مقاومتی به همراه مکمل یاری تائورین بر شاخص‌های عروقی، هورمونی و عملکرد تکواندوکاران مرد نخبه</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9055.html</link>
      <description>چکیدهمقدمه: در این پژوهش نقش مکمل‌یاری تائورین همراه با تمرینات مقاومتی بر شاخص‌های عروقی و عملکردی تکواندوکاران نخبه بررسی شد.روش کار: این مطالعه نیمه‌تجربی روی ۲۴ تکواندوکار مرد نخبه انجام گرفت که به‌طور تصادفی به سه گروه هشت‌نفره تقسیم شدند: گروه تمرین تکواندو (T)، گروه تمرین مقاومتی و تکواندو همراه دارونما (RTP)، و گروه تمرین مقاومتی و تکواندو همراه مکمل تائورین (RTT). پروتکل تمرین مقاومتی به‌صورت غیرخطی و به مدت شش هفته، سه جلسه در هفته اجرا شد. مکمل‌یاری به‌صورت مصرف روزانه دو تا چهار کپسول ۱۰۰۰ میلی‌گرمی تائورین یا دارونمای آرد برنج و به روش دوسوکور انجام گرفت. پیش و پس از مداخله، شاخص‌های نیتریک اکساید، اندوتلین-۱، اپی‌نفرین، نوراپی‌نفرین، تستوسترون، توان انفجاری عضلانی و لاکتات خون اندازه‌گیری شدند. داده‌ها با آزمون تحلیل واریانس دوطرفه با اندازه‌گیری مکرر و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شدند.یافته‌ها: مقادیر تستوسترون سرمی در گروه‌های RTTو RTPنسبت به گروه T افزایش معناداری داشت (P=0.016) و مقدار توان عضلانی در گروه RTT نسبت به دو گروه دیگر به‌طور معناداری بیشتر بود (P=0.002). نیتریک اکساید تفاوت آماری معنادار بین گروه‌ها نداشت، اما به ترتیب ۱۷، ۲۴ و ۴۵ درصد در گروه‌های T، RTP و RTT افزایش یافت. تغییرات اپی‌نفرین، نوراپی‌نفرین، اندوتلین و لاکتات نیز در هیچ‌یک از گروه‌ها معنادار نبود((P&amp;amp;gt;0.05. نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد، ترکیب تمرینات مقاومتی با مکمل تائورین احتمالا می‌تواند تأثیر مثبتی بر تستوسترون سرمی و توان عضلانی در تکواندوکاران نخبه داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تمرین هوازی و عصاره کانابیدیول بر بیان SOCS3 و فعالیت SOD در رت‌های مبتلا به کبد چرب ناشی از رژیم پرچرب</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9057.html</link>
      <description>مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی تغییرات و همبستگی بین آنزیم آنتی‌اکسیدانتی سوپراکسید دیسموتاز (SOD) و بیان ژن مهارکننده سیگنال‌دهی سایتوکینی (SOCS3) 3در رت-های تغذیه شده با رژیم غذایی پرچرب (HFD) بعد از 6 هفته تمرین هوازی با مکمل‌یاری کانابیس بود.روش‌کار: در این مطالعه، 40 سر رت نر ویستار به 5 گروه (8 تایی): کنترل سالم، رژیم غذایی پرچرب (HFD)، HFD + تمرین هوازی(Tr)،+HFD مکمل کانابیس (Sup) و HFD+Tr +Sup تقسیم شدند. پس از مداخله تمرینی به مدت 6 هفته، مکمل کانابیس پس از هر نوبت از تمرین با دوز 100ng/kg به رت‌های گروه‌های مکمل گاواژ شد. کبد رت‌ها , به منظور بررسی القاء کبد چرب با دستگاه سونوگرافی Zonecare-Q9 مورد بررسی قرار گرفت. پس از مداخله تمرین بیان ژن SOCS3 با روش RealTime Pcr و SOD به روش الایزا اندازه‌گیری شد. برای آنالیز داده‌ها از روش آماری آنوا یک‌راهه و همبستگی پیرسون استفاده شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد که رژیم غذایی پرچرب در گروه HFD باعث القاء کبد چرب گرید2 و افزایش مقادیر کلسترول و تری‌گلیسرید شد (p&amp;amp;lt;0.05). گروه‌های HFD و HFD+Sup و HFD+Tr کاهش معنی‌دار SOD را نسبت به گروه کنترل سالم داشتند (p&amp;amp;lt;0.05). گروه‌های HFD+Tr ، HFD+sup و HFD+Tr+Sup کاهش معنی‌دار SOCS3 را نسبت به گروه HFD نشان دادند (p&amp;amp;lt;0.05). همچنین کاهش SOCS3 گروه HFD+Tr+Sup نسبت به گروه HFD+Sup و HFD+Tr معنی‌دار بود .(p&amp;amp;gt;0.05)نتیجه‌گیری: بین آنزیم آنتی‌اکسیدانتی و SOCS3 ارتباطی یافت نشد. با این وجود تمرین ورزشی و مکمل کانابیس قادر به تنظیم پروفایل لیپیدی، SOD و SOCS3 بعد از رژیم غذایی پرچرب شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر جنسیت بر سطوح پروتئین های آپوپتوزی متعاقب فعالیت شدید مقاومتی</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9076.html</link>
      <description>مقدمه: فعالیت ورزشی شدید موجب افزایش بیان فاکتورهای آسیب/مرگ سلولی می‌شود. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی اثر جنسیت بر سطوح پروتئین های آپوپتوزی متعاقب فعالیت شدید مقاومتی می‌باشد.روش کار: در این مطالعه ۱۸ نفر زن و مرد با دامنة سنی بین ۱۸ تا ۳۰ سال به‌صورت تصادفی به‌عنوان آزمودنی انتخاب شدند و به دو گروه ۹ نفره تقسیم شدند. فعالیت‌ مقاومتی موردنظر شامل 6 ایستگاه (جلو بازو هالتر، پرس سینه هالتر، زیر بغل با دستگاه، پرس پا دستگاه، پشت پا دستگاه، سرشانه با هالتر) و هر ایستگاه 4 بار تکرار، که با شدت 80 درصد یک تکرار بیشینه (1RM) انجام گرفتند. فاصله بین هر ست 60 تا 90 ثانیه و فاصله بین هر ایستگاه 2 دقیقه بود. خون‌گیری نیز قبل و بلافاصله بعد از فعالیت انجام شد.یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که اثر جنسیت بر سطح پروتئین آپوپتوزی BAX (F(1,17)=1.66, P=0.214) و پروتئین ضد آپوپتوزی BCL-2 (F(1,17)=0.32, P=0.57) معنی دار نیست، اما اثر زمان در مورد سطح پروتئین آپوپتوزی BAX معنی دار بود (F(1,17)=30.28, P&amp;amp;lt;0.0001) که نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد که افزایش معناداری در سطح پروتئین BAX در پس آزمون نسبت به پیش آزمون در هر دو گروه مشاهده گردید (P&amp;amp;lt;0.05).نتیجه‌گیری: در این پژوهش فعالیت مقاومتی سبب افزایش پروتئین آپوپتوزی BAX در مردان و زنان جوان به طور مشابه گردید؛ اما تاثیری بر پروتئین ضد آپوپتوزی BCL-2 نداشت و همچنین جنسیت تاثیری بر سطوح هر دو فاکتور نداشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تمرینات تناوبی با شدت بالا بر بیان ژن Humanin و MOTS-c در موش‌های چاق دیابتی</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9114.html</link>
      <description>مقدمه: چاقی و اضافه وزن یکی از مشکلات بهداشت عمومی در جهان می‌باشد. بیماری دیابت وابسته به چاقی سبب اختلال عملکرد میتوکندری در سلول‌های چربی و نیز التهاب می‌شود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تمرینات تناوبی بر سطوح بیان ژن Humanin و MOTS-c در موش‌های چاق دیابتی است.روش کار: 32 سر موش C57BL/6 با میانگین و انحراف معیار وزنی 1 &amp;amp;plusmn; 7/20 گرم انتخاب شدند و پس از مصرف رژیم غذایی پرکالری و چاق شدن (میانگین و انحراف معیار 20/3 &amp;amp;plusmn; 95/30 گرم) به سه گروه کنترل، دیابت و تمرین تناوبی تقسیم شدند. روش دیابتی شدن با استفاده از داروی STZ به صورت درون صفاقی به مدت هشت هفته انجام شد. پروتکل تمرین تناوبی شامل 30 دقیقه تمرین ورزشی بود که شدت آن به طور فزاینده 50 درصد تا 60 درصد در تناوب کم شدت و 85 تا 90 درصد در تناوب شدید افزایش یافت. از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی جهت ارزیابی اطلاعات استفاده شد.یافته‌ها: نتایج به دست آمده از پژوهش نشان داد که میزان بیان ژن Humanin و MOTS-c در گروه تمرین تناوبی نسبت به گروه کنترل کاهش معنادار و نسبت به گروه دیابت افزایش معناداری یافت (P &amp;amp;le; 0/001).نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد در شرایط دیابت وابسته به چاقی احتمالا تمرینات تناوبی می‌تواند با افزایش بیان ژن Humanin و MOTS-c موجب جلوگیری از عوامل التهابی و مضر وابسته به چاقی در بافت چربی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تمرینات مقاومتی فزاینده و بار ثابت بر سطوح سرمی و کبدی ANGPTL4 در موش‌های صحرایی تغذیه‌شده با محلول ساکارز</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9138.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: هپاتوکین‌ها تنظیم‌کننده‌های کلیدی متابولیسم هستند. پروتئین شبه آنژیوپویتین 4 (ANGPTL4) نقش مهمی در تنظیم سوخت ‌و ساز چربی دارد. هدف این مطالعه، بررسی و مقایسه اثرات تمرین مقاومتی فزاینده و بار ثابت بر سطوح کبدی و سرمیANGPTL4 در موش‌های صحرایی تغذیه شده با محلول ساکارز بود.روش‌شناسی: سی و دو سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (6 تا 8 هفته‌ای) به‌طور تصادفی به چهار گروه: کنترل سالم، کنترل ساکارز، تمرین مقاومتی فزاینده + ساکارز و تمرین مقاومتی بار ثابت + ساکارز تقسیم شدند. پس از ۸ هفته تغذیه با محلول ساکارز ۱۰ درصد پروتکل تمرینی (۳ جلسه در هفته، به مدت ۸ هفته) شامل صعود از نردبان با وزنه‌ی متصل به دم اجرا شد. سطوح ANGPTL4 در سرم و کبد و مقادیر سرمی کلسترول و تری‌گلیسیرید اندازه‌گیری شد.نتایج: غلظت بافتی ANGPTL4 در گروه تمرین فزاینده نسبت به گروه‌های کنترل ساکارز (003/0P=) و تمرین بار ثابت (01/0P=) به طور معناداری بالاتر بود. اکتساب وزن بیشتر اما غیرمعنی دار (057/0P=) گروه کنترل شکر در مقایسه با گروه کنترل ساکارز مشاهده شد. سطوح تری‌گلیسیرید سرمی در گروه‌های مداخله تغذیه ای نسبت به گروه کنترل سالم بالاتر بود (001/0&amp;amp;gt;P). مقادیر کلسترول سرمی در گروه‌های تمرین بار ثابت نسبت به کنترل ساکارز به‌طور معناداری کمتر بود (048/0P=).نتیجه‌گیری: افزایش معنی دار ANGPTL4کبدی بر اثر تمرین مقاومتی فزاینده، نشان‌دهنده اهمیت شدت تمرین بر تغییرات این هپاتوکین است. همچنین این پروتکل تمرینی می تواند در جلوگیری از افزایش وزن ناشی از مصرف زیاد ساکارز موثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرین هوازی و رزوراترول بر همجوشی میتوکندری هیپوکامپ موش‌های صحرایی مبتلا به آلزایمر</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9139.html</link>
      <description>مقدمه: بیماری آلزایمر (AD) شایع ترین بیماری تخریب کننده عصبی است که بیش از 50 میلیون نفر را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می دهد. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثر تمرین هوازی و رزوراترول بر همجوشی میتوکندریایی هیپوکامپ موش‌های صحرایی مبتلا به آلزایمر بود.روش کار: برای انجام تحقیق تجربی و آزمایشگاهی حاضر 35 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار از انستیتو پاستور ایران خریداری شده و پس از یک هفته آشناسازی با محیط جدید بطور تصادفی به پنج گروه کنترل(NO)، آلزایمر (AD)، آلزایمر-تمرین (ADT)، آلزایمر-رزوراترول (ADRSV) و آلزایمر-تمرین-رزوراترول (ADTRSV) تقسیم شدند. گروه‌های مکمل، طی دوره مداخله روزانه 20 میلی‌گرم RSV (به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) را به صورت خوراکی دریافت کردند. برنامه تمرین هوازی شامل دویدن روی تردمیل با سرعت 18-6 متر در دقیقه، پنج روز هفته به مدت هشت هفته اجرا شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد القای AD باعث کاهش معنی‌داری در بیان MNF1، MNF2 شد (0001/0p=). افزایش معنی‌داری در بیان MNF1، MNF2 در گروه‌های ADT، ADRSV و ADTRSV نسبت به AD مشاهده شد (05/0p&amp;amp;le;).نتیجه‌گیری: پویایی میتوکندری به دنبال القای AD در بافت هیپوکامپ مختل شده و فعالیت ورزشی و رزوراترول با افزایش سطحMfn1 و Mfn2 روند هم‌جوشی میتوکندری را افزایش و شکاف را کاهش می‌دهد. با این وجود، ترکیب تمرین و رزوراترول تاثیر هم‌افزایی بر ژن‌های شکاف نداشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر شش هفته تمرین هوازی و مصرف عصاره آناناس بر بیان ژن HSP70و CD147 بافت تومور موش‌های مبتلا به سرطان ملانوما</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9153.html</link>
      <description>مقدمه و هدف‌: درمان هدفمند عوامل رشد و ایمنی ممکن است منجر به مهار موثرتری از تکثیر و پیشرفت تومور در سرطان ملانوما شود. هدف این پژوهش مطالعه تاثیر شش هفته تمرین هوازی و مصرف عصاره آناناس بر بیان ژن پروتئین شوک گرمایی 70 و القاء‌کننده متالوپروتئیناز ماتریکس خارج سلولی (CD147) بافت تومور در موش‌های مبتلا به سرطان ملانوما بود.روش کار: این مطالعۀ بنیادی- تجربی بر روی 20 سر موش‌های نر نژاد C57BL/6 مبتلا به سرطان ملانوما در چهار گروه شامل کنترل، تمرین هوازی، عصارۀ آناناس و تمرین هوازی- آناناس انجام شد. پس از القای تومور، برنامۀ تمرین را به‌مدت شش هفته انجام دادند و عصارۀ آناناس به میزان 300mg/kg گاواژ شد. وزن و حجم تومور موش‌ها و بیان ژن HSP70 و CD147 بافت تومور به روش RT-PCR اندازه‌گیری شد و داده‌ها با استفاده آنالیز واریانس یک‌طرفه، آزمون تحلیل واریانس دو عاملی و تعقیبی بنفرونی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. سطح معنی‌داری نیز 0/05 &amp;amp;ge;P در نظر گرفته شد.یافته‌ها: براساس نتایج در گروه تمرین هوازی و تمرین- آناناس کاهش معنی‌دار حجم تومور و کاهش بیان ژن HSP70 و CD147 بافت تومور مشاهده شد.نتیجه‌گیری: تمرینات هوازی بـا شدت متوسط به‌همراه عصاره آناناس، با وجـود تـأثیرات مثبت همچون کاهش وزن بدن و حجم تومور، با کاهش بیان ژن HSP70 و CD147 بافت تومور احتمالا منجر به کند شدن روند پیشرفت بیماری ملانوما می‌گردد و به تنظیم عوامل رشد و ایمنی در سرطان ملانوما کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر هم‌افزای تمرین هوازی و عصاره رودیولا بر BDNF و شاخص‌های استرس اکسیداتیو در بافت مغزی موش‌های آلزایمری</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9309.html</link>
      <description>هدف: بیماری آلزایمر یک اختلال عصبی پیشرونده است که با تجمعات پروتئینی، فرایند‌های التهابی و اکسیداتیو نابجا به تدریج توانایی‌های ذهنی را تحت تاثیر قرار می دهد. تاثیر توام فعالیت هوازی و عصاره رودیولا بر این بیماری به طور کامل شناخته نشد. هدف از پژوهش حاضر اثر هم‌افزای تمرین هوازی و عصاره رودیولا بر BDNF و شاخص‌های استرس اکسیداتیو در بافت مغزی موش‌های آلزایمری بود. روش شناسی: در این پژوهش ، تعداد 30 سر موش 6 C57BL/ با میانگین وزن 2&amp;amp;plusmn;14 گرم و سن 12 هفته به صورت تصادفی به 5 گروه 1)کنترل، سالم 2)آلزایمر، 3)آلزایمر + تمرین، 4)آلزایمر + رودیولا، 5)آلزایمر + تمرین + رودیولا تقسیم شدند. ایجاد مدل آلزایمری از روش تزریق A&amp;amp;beta;1-42 درون هیپوکامپ استفاده شد. موش‌های گروه‌های تمرینی به مدت هشت هفته، پنج روز در هفته، هر جلسه 30 تا 45 دقیقه و با سرعت 10 تا 18 متر بر دقیقه روی نوار گردان دویدند. عصاره رودیولا به مقدارmg/kg200 به صورت گاواژ در روز‌های تمرین دریافت شد. داده‌ها از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون توکی در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان دادکه بیان ژنBDNF و میزان فعالیت SOD در گروه‌های آلزایمر+تمرین، آلزایمر+رودیولا، آلزایمر+تمرین+رودیولا در مقایسه با گروه آلزایمری به طور معنی‌داری افزایش یافت(P&amp;amp;lt;0/001). سطح سرمی MDA در گروه‌های آلزایمر+تمرین، آلزایمر+رودیولا، آلزایمر+تمرین+رودیولا در مقایسه با گروه آلزایمری به طور معنی‌داری کاهش یافت(P&amp;amp;lt;0/001). نتیجه گیری: استفاده هم‌زمان از تمرین هوازی و عصاره Rhodiola rosea، راهبردی مؤثر، غیرتهاجمی و کم‌عارضه برای تعدیل استرس اکسیداتیو و تقویت بازسازی نورونی در شرایط نورودژنراتیو است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه و ارتباط میان شاخص‌های آمادگی جسمانی و توانایی انجام کار با بیان a 133miRدر آتشنشانان سازمان آتشنشانی</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9406.html</link>
      <description>هدف از پژوهش حاضر مقایسه و ارتباط میان شاخص‌های آمادگی جسمانی و توانایی انجام کار با بیان a 133 miRدر آتشنشانان سازمان آتشنشانی بود.مطالعه حاضر از نوع کاربردی و از نظر روش تحقیق، به صورت توصیفی-تحلیلی بود. جامعه آماری کلیه آتشنشنانان سازمان آتشنشانی شهر شیراز بودندکه از میان ایستگاه های 24 گانه، ایستگاه12 آتشنشانی که تمایل به همکاری داشتند،20نفر (10 نفر پست اداری ، 10 نفر پست عملیاتی) به روش نمونه‌گیری قابل دسترس انتخاب شدند. شاخص های آمادگی جسمانی ، توانایی انجام کار با پرسشنامۀ WAI و بیان miR-133a با روش Real-time PCR مورد بررسی قرار گرفت . تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های شاپیرو-ویلک ، پیرسون و تی مستقل توسط SPSS27 انجام و سطح معنی داری05/0 P&amp;amp;lt; در نظر گرفته شد.میان بیان miR-133a با توانایی انجام کار و شاخص های آمادگی جسمانی در گروه های مورد مطالعه ارتباط معنی داری مشاهده نشد. همچنین تفاوت معنی داری درتوانایی انجام کار ، استقامت عضلانی میان تنه، استقامت عضلانی بالاتنه و انعطاف پذیری در گروه عملیاتی و اداری وجود نداشت، اما بین حداکثر اکسیژن مصرفی (03/0 P= ) و بیان miR-133a (02/0 P= ) اختلاف معنی داری در میان آتشنشانان در گروه های عملیاتی و اداری مشاهده گردید.در آتش‌نشانان عملیاتی، کاهش miR-133a با افزایش Vo2max همراه است. پیشنهاد می‌شود برنامه‌های تمرینی منظم برای بهبود آمادگی قلبی‌تنفسی و مدیریت استرس شغلی تدوین گردد. تحقیقات بیشتر برای درک رابطه بین miR-133a و آمادگی جسمانی ضروری است تا مداخلات بهداشتی مؤثرتری برای آتش‌نشانان طراحی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر هشت هفته تمرین مقاومتی و مکمل کراتین هیدروکلراید بر بیان ژن مایوژنین و HSP70 عضله سولئوس رتهای نر سالمند</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9481.html</link>
      <description>هدف: به نظر می‌رسد با افزایش سن، سرعت و میزان ساخت پروتئین‌های انقباضی و سنتز پروتئین های میتوکندریایی عضلات کاهش می‌یابد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین مقاومتی فزاینده و مکمل کراتین هیدروکلراید بر بیان ژن مایوژنین و HSP70 عضله سولئوس رت‌های نر سالمند بود.روش‌شناسی‌: 32 سر موش صحرایی نر 24 ماهه در 4 گروه کنترل، مکمل (کراتین HCL)، توام (تمرین مقاومتی+ مکمل) و تمرین تقسیم شدند. تمرین مقاومتی شامل هشت هفته تمرین نردبان با شدت متوسط (70 درصد از MVCC) و پنج روز در هفته بود. در گروه‌های مکمل و توام 5 روز در هفته و به مدت 8 هفته، مکمل کراتین هیدروکلراید و به میزان 200 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به صورت گاواژ دریافت شد. مایوژنین و HSP70 با استفاده از روش Real-time PCRبه دست آمد. تجزیه و تحلیل ﺁﻣﺎری با تحلیل واریانس دوطرفه، یکطرفه ﻭ ﺁﺯﻣﻮﻥ تعقیبی توکی انجام شد.یافته‌ها: نتایج بیانگر افزایش معنی‌دار بیان ژن HSP70 و مایوژنین عضله سولئوس در گروه توام نسبت به گروه‌های مکمل و کنترل بود (001/0=p). تفاوت معنی داری بین دو گروه کنترل و مکمل مشاهده نشد (158/0=p).نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد افزایش HSP70 و مهار آپوپتوز عضلانی ناشی از سارکوپنی و افزایش عملکرد میتوکندری و همچنین تاثیر افزایش یافته مایوژنین بر هیپرتروفی عضلانی و ایجاد یک محیط آنابولیک برای رشد عضلات در سنین سالمندی نشان دهنده اهمیت تمرینات مقاومتی و مصرف مکمل‌ کراتین هیدروکلراید در سنین سالمندی باشد.واژگان کلیدی: تمرین مقاومتی، کراتین هیدروکلراید، مایوژنین، HSP70 و سارکوپنی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر ریکاوری به کمک پرتهویه‌ای برعملکرد اسکوات و پرس سینه در مردان تمرین کرده مقاومتی</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_8727.html</link>
      <description>هدف: فعالیت مقاومتی با شدت بالا منجر به اسیدوز متابولیک و اختلال عملکرد عضلات می‌شود. روش پرتهویه‌ای، با ایجاد آلکالوز تنفسی، ممکن است این اثرات را کاهش دهد، اما شواهد مربوط به تأثیر آن بر عملکرد مقاومتی متناقض است. این پژوهش به بررسی اثر ریکاوری با استفاده از پرتهویه‌ای بر عملکرد اسکوات و پرس سینه در مردان تمرین‌کرده مقاومتی پرداخته است.روش: در این پژوهش، 12 دانشجوی مرد تمرین‌کرده مقاومتی با میانگین سن 41/22 سال در سه جلسه با فاصله 72 ساعت از هم، شرکت کردند. در جلسه اول، اطلاعات فردی، یک تکرار بیشینه حرکات پرس سینه و اسکوات اندازه‌گیری شد و تمرین پروتکل پرتهویه‌ای انجام شد. در جلسات دوم و سوم، شرکت‌کنندگان 3 ست از حرکات پرس سینه و اسکوات را با شدت 80٪ یک تکرار بیشینه تا ناتوانی اجرا کردند و تعداد تکرارها ثبت شد. در استراحت بین ست‌ها (5 دقیقه)، شرکت‌کنندگان در دو حالت عادی (کنترل) یا با سرعت 60 نفس در دقیقه (پرتهویه‌ای) نفس کشیدند و داده‌ها با آزمون تی وابسته تحلیل شدند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که ریکاوری به کمک پرتهویه‌ای به‌طور معنی داری (05/0&amp;amp;ge;p) باعث افزایش (92/10 درصدی در پرس سینه و 42/11 درصدی در اسکوات) میانگین تعداد تکرارهای انجام شده در حرکات پرس سینه (65/3 &amp;amp;plusmn; 66/23 پرتهویه‌ای در مقابل 93/3 &amp;amp;plusmn; 33/21 نرمال) و اسکوات (82/4 &amp;amp;plusmn; 83/26 پرتهویه‌ای در مقابل 27/4 &amp;amp;plusmn; 08/24 نرمال) شد. نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر، ممکن است ریکاوری بین ست‌ها به کمک پرتهویه‌ای باعث بهبود عملکرد پرس سینه و اسکوات مردان تمرین کرده مقاومتی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر 12 هفته تمرین تناوبی با شدت بالا و مکمل ویتامین D3 بر شاخص‌های سندرم متابولیک و مسیر سیگنال دهی پروتئین IRS-1 در بافت قلب رت‌های نر نژاد اسپراگ-داولی تغذیه شده با رژیم غذایی سرشار از فروکتوز</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_8804.html</link>
      <description>اثر 12 هفته تمرین تناوبی با شدت بالا و مکمل ویتامین D3 بر شاخص‌های سندرم متابولیک و مسیر سیگنال‌دهی پروتئین IRS-1 در بافت قلب رت‌های نر نژاد اسپراگ-داولی تغذیه شده با رژیم غذایی سرشار از فروکتوز بود.روش پژوهش: تحقیق حاضر از نوع تجربی و با طرح پس‌آزمون بود. تعداد 40 سر موش‌ صحرایی نر بالغ(7 هفته‌ای)نژاد اسپراگ-داولی با محدوده وزنی(250 - 270 گرم) به طور تصادفی به 5 گروه با 8 سر در هر گروه تقسیم شدند.برنامه تمرینی تناوبی با شدت بالا (HIIT) شامل اجرای 10 وهله فعالیت 4 دقیقه‌ای با شدت معادل 90-85 درصد VO2max و با دوره‌های استراحتی فعال 2 دقیقه‌ای به مدت 12 هفته و 5 روز در هفته بر روی نوارگردان (شیب صفر درجه) اجرا شد.یافته‌ها: داده‌ها افزایش معنی داری در وزن بدن (01/0 P &amp;amp;lt;)، دور کمر (01/0 P &amp;amp;lt;)، شاخص توده بدن (01/0 P &amp;amp;lt;)، بافت چربی احشایی (01/0 P &amp;amp;lt;)، و سطوح سرمی تری گلیسیرید (TG) (01/0 P&amp;amp;lt;)، کلسترول تام (TC) (01/0 P &amp;amp;lt;)، لیپوپروتئین با چگالی کم (LDL) (01/0 P &amp;amp;lt;) و کاهش معنی دار در سطوح سرمی لیپوپروتئین با چگالی بالا HDL (01/0 P &amp;amp;lt;)، و بیان پروتئین IRS-1، P-IRS-1 بافت قلب در گروه [CF]؛ نسبت به گروه‌ [CN]؛ را نشان دادند. نتیجه‌گیری: یافته‌های ما نشان می‌دهد که هر دو HIIT و مصرف ویتامین دی به‌طور مؤثر سندرم متابولیک ناشی از مصرف رژیم غذایی سرشار از فروکتوز را حداقل تا حدی از طریق فعال کردن سیگنال‌دهی P-IRS-1 بافت قلب، بهبود ترکیب بدن، شاخص‌های گلایسمیک و پروفایل لیپیدی کاهش می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه 8 هفته برنامه تمرینی HIIT و MICTبر برخی شاخص‌های سندروم متابولیک،نیمرخ لیپیدی و سطح سرمی PGC-1 α در زنان یائسه 55 تا 65 سال</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9128.html</link>
      <description>مقدمه: در دوران یائسگی، شکل‌گیری عوامل زمینه‌ای بروز اختلالات متابولیکی، قلبی-عروقی و تحلیل عضلانی اتفاق می‌افتد که در صورت عدم کنترل این اختلالات، سبب بالا رفتن احتمال مرگ و میر زنان در دوران پسا یائسگی می‌گردد. اجرای تمرینات منظم ورزشی می‌تواند بر این شاخص‌ها تاثیر بهبود دهنده داشته باشند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) و تمرینات تداومی با شدت متوسط (MICT) بر این شاخصها و PGC-1&amp;amp;alpha; در زنان یائسه ۵۵ تا ۶۵ ساله بود.روش‌ها: در این پژوهش نیمه‌تجربی، ۴۵ زن یائسه به‌صورت تصادفی در سه گروه HIIT، MICT و کنترل قرار گرفتند (n=15). تمرینات به مدت ۸ هفته، سه جلسه در هفته اجرا شد. داده‌های متابولیکی، آنتروپومتریک، لیپیدی، فشار خون و شاخص‌های مولکولی PGC-1&amp;amp;alpha;، در مراحل پیش‌آزمون و پس‌آزمون اندازه‌گیری و با آزمون ANOVA و بونفرونی تحلیل شدند.یافته‌ها: در مقایسه بین دو گروه، سطوح PGC-1&amp;amp;alpha; در گروه HIIT به‌طور معنی‌داری افزایش نشان داد (05/0P&amp;amp;le;). همچنین، فشار خون دیاستولی و شاخص HOMA-IR افزایش معنی داری داشت (05/0P&amp;amp;le;) . هر چند درگروه MICT افزایش معنی دار در HDL، کاهش معنی دار در مقادیر تری‌گلیسرید و کلسترول تام مشاهده شد (05/0P&amp;amp;le;). نتیجه‌گیری: تمرین HIIT نسبت به MICT اثرات بیشتری بر PGC-1&amp;amp;alpha; و فشار خون دیاستولیک و حساسیت انسولینی دارد. در مقابل، MICT در بهبود پروفایل لیپیدی مؤثرتر بود. با توجه به نقش موثر و بعضا" متفاوت هر دو گروه تمرینی ، انتخاب نوع تمرین می تواند متناسب با هدف پیشگیری و کنترل اختلالات مورد نظر در زنان یائسه صورت گیرد.&amp;amp;emsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تمرین هوازی و مصرف ژل رویال با دوزهای مختلف بر سطح مالون‌دی‌آلدئید، کاتالاز و سوپراکسید دیسموتاز بافت ریه در موش⁠های نر نژاد BALB/C مبتلا به سرطان ریه</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9246.html</link>
      <description>مقدمه: تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر تمرین هوازی و مصرف ژل رویال بر سطح MDA، CAT و SOD در بافت ریه مدل حیوانی مبتلا به سرطان ریه انجام شد.روش کار: 48 موش نر نژاد BALB/C با میانگین سنی هشت هفته، در گروه‌های سالم، شم، سرطان ریه (LC)، تمرین شنا (ST)، ژل رویال 50 (RJ50)، ژل رویال 100 (RJ100)، تمرین شنا + ژل رویال 50 (ST.RJ50) و تمرین شنا + ژل رویال 100 (ST.RJ100) (هر گروه 6 سرموش) قرار گرفتند. القاء سرطان ریه به واسطه تزریق 100 میلی⁠گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن بنزوپیرن صورت گرفت. تمرینات شنا به مدت 12 هفته، 3 روز در هفته اجرا شد. ژل رویال نیز با دوزهای 50 و 100 میلی⁠گرم به ازای هر کیلو وزن بدن تزریق درون صفاقی شد. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، مقدار MDA، CAT و SOD در بافت ریه اندازه‌گیری و اطلاعات توسط آزمون One-Way ANOVA تجزیه و تحلیل شدند.یافته‌ها: مقدار MDA در گروه‌های LC، RJ50، RJ100 و ST نسبت به گروه‌های سالم و شم بالاتر و در گروه ST.RJ100 نسبت به سایر گروه⁠های تحت مداخله پایین⁠تر بود (05/0&amp;amp;gt;p). همچنین، سطح CAT و SOD در گروه‌های LC، RJ50 و ST نسبت به گروه سالم پایین⁠تر و در گروه ST.RJ100 نسبت به سایر گروه⁠های تحت مداخله به غیر از گروه ST.RJ50 بالا⁠تر بود (05/0&amp;amp;gt;p).نتیجه‌گیری:به نظر می⁠رسد ترکیب تمرین شنا همراه با مصرف دوز بالای ژل رویال به واسطه افزایش آنزیم⁠های آنتی اکسیدانی در بهبود استرس اکسایشی در موش⁠های مبتلا به سرطان ریه مؤثر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر پروتکل‌های مختلفِ تمرینی بر بیان ژنی پیزو-1 و مقاومت به انسولین در موش‌های چاق نر</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9292.html</link>
      <description>پیزو-1 به عنوان یک گیرندۀ مکانیکی مرتبط با آدیپوژنز، التهاب بافت چربی و مقاومت به انسولین شناخته شده است. هدف پژوهش حاضر مقایسۀ اثر هشت هفته تمرینات مقاومتی، استقامتی و تناوبی شدید بر بیان ژنی پیزو-1 و شاخص مقاومت به انسولین در موش‌های چاق نر بود.24 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (10 هفته، 2/10&amp;amp;plusmn;200 گرم) پس از شش هفته رژیم غذایی پرچرب به‌طوری تصادفی در چهار گروه شامل 1) تمرینات تناوبی شدید (HIIT)، 2) تمرینات مقاومتی (RT)، 3) تمرینات استقامتی (ET) و 4) کنترل (Co) تقسیم شده و در هشت هفته تمرینات و پنج جلسه در هفته شرکت کردند. رت‌ها 48 ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرینی تشریح شدند و شاخص‌های مورد بررسی با استفاده از روش آزمایشگاهی مناسب مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یک راهه و تی زوجی در سطح معنی داری کمتر از 05/0 انجام شد. بین تغییرات بیان ژنی پیزو-1، سطوح سرمی انسولین، گلوکز ناشتا خون، HOMA-IR و وزن بدن پس از هشت هفته RT، ET و HIIT تفاوتی معنی‌دار وجود دارد. علاوه بر این، وزن بدن در گروه تمرین تناوبی شدید در پس آزمون در مقایسه با پیش‌آزمون با کاهشی معنی‌دار همراه بود.با توجه به عملکرد ضد دیابتی و ضدچاقی پیزو-1، چنین به نظر می‌رسد، افزایش بیان ژنی پیزو-1 بافت چربی پس از اجرای هشت هفته تمرینات تناوبی شدید، مقاومتی و استقامتی می‌تواند به بهبود مقاومت به انسولین کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات ترکیبی تمرین تناوبی شدید و نانوذرات سلنیوم بر آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی در موش‌های صحرایی دیابتی نوع 2</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9297.html</link>
      <description>مقدمه: دیابت یک بیماری مزمن متابولیک است که با افزایش استرس اکسیداتیو و اختلال در سیستم آنتی‌اکسیدانی بدن همراه است. گلوتاتیون (GSH) و آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز (GPx) از مؤلفه‌های کلیدی دفاع آنتی‌اکسیدانی سلولی محسوب می‌شوند. &#13;
روش کار:  31 رت نر ویستار پس از القای دیابت به‌صورت تصادفی در پنج گروه قرار گرفتند: دیابتی کنترل، دارونما، تمرین، نانوذرات سلنیوم و ترکیبی (تمرین + نانوذرات). پس از یک هفته آشنایی، دیابت القا شد و رت‌ها به مدت هشت هفته پروتکل اصلی (تمرین اینتروال و/یا مکمل‌دهی) را طی کردند. سپس سطوح GSH (بر حسب نانومول/میلی‌گرم پروتئین) و فعالیت GPx اندازه‌گیری شد. &#13;
نتایج: بیشترین بهبود در هر دو شاخص آنتی‌اکسیدانی در گروهی مشاهده شد که به‌صورت ترکیبی تمرین HIIT و نانوذرات سلنیوم را دریافت کرده بود( (p</description>
    </item>
    <item>
      <title>عنوان تاثیر تمرین هوازی و مصرف پودر میوه هندوانه تلخ بر کنترل متابولیک، عملکرد بدنی و حافظه‌ای و مقدار ADAM10 و Aβ42 خون زنان دیابتی نوع II</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9387.html</link>
      <description>روش‌شناسی: 40 نفر زن میانسال دیابتی نوع II داوطلب به طور تصادفی در چهار گروه (تمرین هوازی و هندوانه تلخ، تمرین و دارونما، هندوانه تلخ، و کنترل) تقسیم شدند. تمرین هوازی تناوبی، به مدت هشت هفته (سه جلسه در هفته) با مدت (20 تا 60 دقیقه در هر جلسه با تناوب‌های کار و استراحت فعال یک دقیقه‌ با شدت 60 تا 75 درصد از RHR) انجام شد. مصرف پودر میوه هندوانه تلخ نیز با دوز هشت میلی‌گرم در هر کیلوگرم وزن بدن در سه نوبت مساوی در روز با الگوی دوسوکور مصرف شد. از روش‌های آنزیماتیک،HPLC، الایزا، TUG، آزمون شش دقیقه‌ای راه رفتن و آزمون‌های حافظه‌ای digit span و یادداری تصاویر برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد.در هر سه گروه، وزن بدن، زمان بلند شدن و رفتن، قند، تری‌گلیسرید و HDL خون و همچنین A1c و انسولین و AB42 سرم کاهش یافتند، در حالی که HDL خون و ADAM10 سرم، مسافت در آزمون راه رفتن، عملکرد حافظه‌ای کوتاه مدت و میان‌مدت و قدرت بالاتنه افزایش یافتند (05/0&amp;amp;gt;P در همه‌ی موارد). بااین‌حال، تغییرات تری‌گلیسرید خون و قدرت بالاتنه در گروه هندوانه تلخ معنی‌دار نبود (05/0&amp;amp;lt;P). تنها در مورد ADAM10، مداخله توام اثرگذاری بیشتری نسبت به هر دو مداخله‌ی واحد داشت، بااین‌حال، در بقیه متغیرها، اثرگذاری مداخله توام تفاوتی با تمرین هوازی نداشت. به علاوه، به جز در مورد زمان بلند شدن و رفتن، در تمام موارد، مقدار اثرگذاری مداخله توام بیشتر از هندوانه تلخ بود. اما مقدار اثرگذاری تمرین با هندوانه ی تلخ، تقریبا در نیمی از متغیرها بیشتر بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر بکارگیری مکمل معدنی چند عنصری (Cal/Mag/Zinc) به همراه تمرینات هوازی بر میزان فشار خون و شاخص‌های ادراری عملکرد کلیه در زنان مبتلا به پر فشاری خون</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9463.html</link>
      <description>هدف: مصرف برخی ریزمغذی‌ها می‌تواند فشار خون را تعدیل کرده و عوارض همراه مانند اختلال عملکرد قلبی‌عروقی و کلیوی را کاهش دهد. هدف این پژوهش، بررسی اثر بکارگیری مکمل معدنی چند عنصری (Cal/Mag/Zinc) به همراه تمرینات هوازی بر میزان فشار خون و شاخص‌های ادراری عملکرد کلیه در زنان مبتلا به پر فشاری خون بود.روش شناسی: در این مطالعه تجربی ،۴۸ زن میانسال مبتلا به پرفشاری خون (فشار سیستولی &amp;amp;ge;۱۴۰ یا دیاستولی &amp;amp;ge;۹۰ میلی‌متر‌جیوه) به‌طور تصادفی در چهار گروه ۱۲ نفری شامل تمرین هوازی(AE)، مکمل معدنی(MCZ)، تمرین هوازی همراه با مکمل(AE+MCZ) و گروه کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینی به‌مدت ۸ هفته، سه جلسه در هفته و هر جلسه ۴۵ دقیقه با شدت متوسط (40-60%HRR) اجرا شد. مکمل روزانه حاوی ۳۵۰ میلی‌گرم کلسیم، ۱۷۵ میلی‌گرم منیزیم و ۵ میلی‌گرم روی بود. پروتئین‌های ادراری (آلبومین، کراتنین) ۲۴ ساعته با استفاده از دستگاه اتوآنالایزر اندازه‌گیری شدند.یافته ها: طبق نتایج تحلیل کواریانس، کاهش آلبومین و نسبت آلبومین به کراتنین(UACR) و همچنین فشارخون سیستولی و دیاستولی بین گروه‌ها تفاوت معنی‌دار داشت( 05/0&amp;amp;gt;P) و طبق آزمون تعقیبی گروه AE+MCZ در مقایسه با سایر گروه‌ها و همچنین گروه AE در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنی‌داری در فشارخون سیستولی، دیاستولی، آلبومین و UACR نشان دادند(05/0&amp;amp;gt;p). میزان تغییرات در گروه ترکیبی بیشتر از گروه تمرین بود. نتیجه گیری: تمرین هوازی منظم به تنهایی و در ترکیب با Cal/Mag/Zinc نقش مفیدی در کاهش فشارخون با حفظ سلامتی کلیه‌ها دارد و بکار‌گیری آن می‌تواند رویکرد غیر‌دارویی مؤثر در بهبود وضعیت قلبی&amp;amp;ndash;کلیوی زنان مبتلا به پرفشاری خونی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر هشت هفته تمرین تناوبی شدید و تمرینات سنتی ژیمناستیک بر برخی هورمون‌های رشدی، miR-1 و miR-206 سرمی و توان انفجاری ژیمناست‌های پسر نوجوان</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9521.html</link>
      <description>هدف تحقیق حاضر تعیین تأثیر هشت هفته تمرین تناوبی شدید ژیمناستیک (GHIIT) و تمرینات سنتی ژیمناستیک (TGT) بر برخی عوامل رشدی، miR-1 و miR-206 سرمی و توان انفجاری ژیمناست‌های پسر نوجوان بود.
در این مطالعه، 20 ژیمناست پسر (سن 97/1± 17/12 سال، قد 46/5± 14/143 سانتیمتر، وزن 69/4± 61/37 کیلوگرم) به ‌صورت تصادفی در دو گروه تمرینی GHIIT و TGT قرار گرفتند. تمرین شامل هشت هفته تمرین مهارتی بعلاوه تمرین آمادگی جسمانی ژیمناستیک برای هر دو گروه بود. تمرینات مهارتی شش جلسه در هفته با شدت 85-60 درصد انجام می‌گرفت. تمرینات آمادگی جسمانی متفاوت بود: گروه TGT  با شدت 85-60 درصد و گروه GHIIT با شدت بالای 80 درصد تمرین کردند. نمونه‌های خونی 48 ساعت قبل و بعد از اجرای پروتکل جهت اندازه‌گیری سطوح سرمی هورمون‌ها و miRNAها جمع آوری شد و توان انفجاری آزمودنی‌ها نیزاندازه‌گیری گردید. از آزمون‌های تحلیل کوواریانس، تی همبسته و آزمون تعقیبی بونفرونی به منظور تجزیه و تحلیل استفاده شد.
نتایج آزمون تی همبسته نشان داد که در گروه GHIIT شاخص های miR-1 و mir-206 کاهش معنی داری را در پس آزمون نسبت به پیش آزمون تجربه کردند (05/0&amp;amp;gt;p). همچنین آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که در شاخص‌های miR-1 و mir-206 کاهشی معنا‌دار و در آزمون‌های عملکردی افزایشی معنی‌دار در گروه GHIIT در مقایسه با TGT وجود دارد (05/0&amp;amp;gt;p). تغییر معنی‌داری در هیچکدام از هورمون‌ها مشاهده نشد (05/0&amp;amp;lt;p).
به نظر می‌رسد تمرینات  GHIIT در مقایسه با تمرینات TGT باعث بهبود بیشتری در miRNA‌های مرتبط با رشد شده و همچنین باعث بهبود بیشتری در توان انفجاری می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تمرینات هوازی بر سطوح ایستمین-1 ِ بافت چربی، شاخص تری‌گلیسرید-گلوکز و نیم‌رخ لیپیدی در موش‌های نر چاق مبتلا به دیابت نوع دو</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9549.html</link>
      <description>ایستمین-1، یک آدیپوکاین نوظهور شبه انسولین می‌باشد که برداشت گلوکز توسط بافت چربی را افزایش می‌دهد و در مقابل، سنتز لیپید کبدی را کم می‌کند. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرینات هوازی بر سطوح ایستمین-1 ِ بافت چربی، شاخص تری-گلیسرید-گلوکز (TyG) و نیم‌رخ لیپیدی در موش‌های نر چاق و دیابتی بود.20 سر رتِ نرِ نژادِ ویستار (12-10 هفته، 20/11±40/276 گرم) با رژیم غذایی پرچرب و تزریق داروی استرپتوزوتوسین چاق و دیابتی شده و سپس، به شیوۀ تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل (10 سر در هر گروه) تقسیم شدند. رت‌ها در گروه تجربی در هشت هفته تمرینات هوازی دویدن روی نوارگردان در شدت 26-10 درصد سرعت بیشینه، 55-10 دقیقه در هر جلسه و پنج روز در هفته شرکت کردند. همۀ رت‌ها پس از آخرین جلسۀ تمرینی تشریح شدند و شاخص-های مورد بررسی ارزیابی گردید..اجرای هشت هفته تمرینات هوازی ضمن افزایش معنی‌دار سطوح ایستمین-1 بافت چربی وHDL، با کاهش معنی‌دار شاخص TyG ، FBS، تری‌گلیسرید ، کلسترول ، LDL و وزن در گروه تجربی در مقایسه با کنترل همراه بود. علاوه براین، سطوح FBS  و وزن در گروه تجربی در پس آزمون در مقایسه با پیش آزمون با کاهشی معنی‌دار همراه بود. هم‌چنین، بین تغییرات سطوح ایستمین-1 پس از تمرینات هوازی با تغییرات FBS، شاخص TyG، تری-گلیسرید، کلسترول و HDL  ارتباطی معنی‌دار وجود داشت. چنین به نظر می‌رسد هشت هفته تمرینات هوازی احتمالاً به واسطۀ افزایش ایستمین-1 سبب تعدیل نیم‌رخ متابولیکی و لیپیدی در موش‌های چاق دیابتی شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تمرین استقامتی بیان ژن‌های Bax و Bcl-2 را در بافت مغز رت‌های ویستار مبتلا به دیابت نوع 2 را تعدیل می‌کند</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9562.html</link>
      <description>هدف: هدف از این مطالعه، بررسی اثر دو ماه تمرین استقامتی بر بیان ژن‌های Bax و Bcl2 در بافت مغز رت‌های نژاد ویستار مبتلا به دیابت نوع 2 بود.روش‌شناسی: 24 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (میانگین وزن: 20&amp;amp;plusmn;200 گرم، میانگین سن: 8 هفته)‌ به صورت تصادفی در گروه‌های 1- کنترل سالم 2- کنترل دیابتی 3. تمرین سالم و 4- تمرین دیابتی قرار داده شدند. پروتکل تمرین شامل دویدن روی نوارگردان بود که 5 جلسه در هر هفته و به مدت 8 هفته اجرا شد (30-60 دقیقه با شدت 18-24 متر بر دقیقه با شیب 10%). برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 05/0P &amp;amp;lt; استفاده شد. یافته‌ها: تغییرات بیان Bax و Bcl-2 بعد از القای دیابت و تمرین ورزشی در گروه‌های متفاوت بود. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد بیان ژن Bax بین گروه‌های کنترل دیابتی با کنترل سالم، تمرین سالم و تمرین دیابتی متفاوت بود. همچنین، نتایج آزمون تعقیبی نشان داد بیان ژن Bcl-2 در گروه کنترل دیابتی در مقایسه با کنترل سالم و تمرین سالم کمتر بود. همچنین نسبت Bax به Bcl-2 در گروه تمرین دیابتی در مقایسه با کنترل دیابت کمتر بود.نتیجه‌گیری: یک دوره کوتاه مدت تمرین استقامتی ممکن است با تعدیل شاخص‌های Bax و Bcl-2 تا حدی در بهبود وضعیت آپوپتوزی بافت مغز رت‌های مبتلا به دیابت نوع 2 نقش داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر ۱۲ هفته تمرینات پیاده‌روی در خشکی بر مارکرهای التهابی بیماران مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک</title>
      <link>https://jme.guilan.ac.ir/article_9591.html</link>
      <description>لوپوس اریتماتوز سیستمیک (SLE) یک بیماری خودایمنی مزمن همراه با التهاب و افزایش مارکرهایی مانند آنتی‌ ds-DNA و ESR است. فعالیت بدنی می‌تواند به کاهش التهاب سیستمیک کمک کند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر ۱۲ هفته تمرینات پیاده‌روی در خشکی بر شاخص‌های التهابی مردان مبتلا به SLE بود.در این مطالعه نیمه‌تجربی، ۱۴ مرد ۲۰ تا ۴۰ ساله به‌صورت تصادفی به دو گروه مداخله (پیاده‌روی در خشکی) و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل پیاده‌روی با شدت متوسط، ۲۰ تا ۵۰ دقیقه، سه جلسه در هفته و با شدت ۴۰ تا ۷۰ درصد ضربان قلب ذخیره بود. شاخص‌های CRP، ESR، ds-DNA، WBC، RBC، Platelet و Immature Granulocyte قبل و ۴۸ ساعت پس از مداخله اندازه‌گیری شدند.برای بررسی نرمال بودن داده‌ها از آزمون شاپیرو&amp;amp;ndash;ویلک استفاده شد و به دلیل نرمال نبودن داده‌ها، تحلیل‌ها با روش‌های ناپارامتریک انجام گرفت. برای مقایسه گروه‌ها از تحلیل کوواریانس ناپارامتریک و برای مقایسه‌های زوجی از آزمون Mann&amp;amp;ndash;Whitney U استفاده شد.نتایج نشان داد کاهش ESR در گروه مداخله نسبت به کنترل معنادار بود (p &amp;amp;lt; 0.05). سایر متغیرها کاهش نسبی نشان دادند اما از نظر آماری معنادار نبودند. همچنین بهبودهای بالینی مانند کاهش خستگی گزارش شد. با توجه به حجم نمونه محدود، تفسیر نتایج نیازمند احتیاط است.نتیجه‌گیری: تمرینات پیاده‌روی در خشکی می‌تواند به‌عنوان یک مداخله ایمن و قابل اجرا برای کاهش التهاب در بیماران SLE پیشنهاد شود، اما مطالعات بزرگ‌تر برای تأیید نتایج ضروری است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
